تبلیغات
زنده اندیشان زنده اندیشان

زنده اندیشان

» چکیده یک کتاب ( چهارشنبه 4 شهریور 1394 )
» ایران 1350 ( شنبه 1 شهریور 1393 )
» ده فرمان لیمن ( یکشنبه 7 اردیبهشت 1393 )
» روشهای مودبانه برای «نه» گفتن ( سه شنبه 15 بهمن 1392 )
» کلام روز ( سه شنبه 15 بهمن 1392 )
» جمله الهام بخش ( دوشنبه 14 بهمن 1392 )
» تصاویر بی بدیلی از طبیعت ( دوشنبه 23 دی 1392 )
» زیبایی زمستان ( دوشنبه 23 دی 1392 )
» تصاویر زیبا ( دوشنبه 23 دی 1392 )
» خانه گلی ( دوشنبه 23 دی 1392 )
» تصاویری زیبا و چشم نواز ( چهارشنبه 18 دی 1392 )
» تصاویر فوق العاده ای از طبیعت زیبا ( پنجشنبه 5 دی 1392 )
» تصاویر جدید و زیبا ( پنجشنبه 5 دی 1392 )
» چند تصویر زیبای دیگر ( پنجشنبه 28 آذر 1392 )
» نقاشیهای زیبایی از حیوانات اهلی ( پنجشنبه 28 آذر 1392 )
 

یک داستان

نویسنده: محمدرضا امین چهارشنبه 8 آذر 1391

پولها رو شمردم و گذاشتم جیبم. خودم رو برای رفتن تو صف و کلی معطلی آماده کردم و حرکت کردم.

با خودم گفتم: نامردیه به گیله مرد نگم، بهتره بهش بگم تا با هم بریم، اینجوری یه هم صحبت خوب هم واسم فراهم میشه.

به سمت خونه گیله مرد راه افتادم، زنگ زدم، از تو حیاط صدایی گفت: بفرمایید داخل، در بازه.

خودش بود، یا الله گفتم و رفتم داخل. زیر درختی نشسته بود و کتاب میخوند.

گفتم: مرد حسابی الان چه وقت کتاب خوندنه، پاشو لباس بپوش بریم صف خرید مرغ رایانه ای!

درحالی که خنده اش گرفته بود گفت: علیکم سلام رفیق، چه خبرا؟

گفتم: ببخشید، سلام.

گفت: سلام، حالا فرصت داری یه داستان کوتاه جالب برات تعریف کنم؟

گفتم: الان؟

در حالی که هم مشتاق مرغ بودم هم مشتاق داستان موافقت کردم.

گفت: دوستی برام تعریف میکرد که برای یک سفر کاری به خارج رفته بود. دوست ایرانی اش که در اون کشور ساکن بود با اصرار از اون میخواد که چند روزی مهمونش باشه و در پی اصرار زیاد اون هم میپذیره.

گفتم: ایول به این رفیق فابریکها، ولی کجای این داستان جالب بود؟

گیله مرد گفت: کمی صبر کن و ادامه داد: دوستم تعریف میکرد، یک روز که تو خونه اش با بچه هاش مشغول بازی بودم یهو دیدم همسر خارجی اش تمام مرغ توی یخچالش رو در آورد و از پنجره انداخت تو خیابون؟! یعنی نزدیک بود از تعجب شاخ در بیارم، اینها که حتی یک ته سیگار هم تو خیابون نمینداختن این چه کاری بود؟ اونم یک مرغ سالم؟

شوهر خانم بعد از دقایقی وارد هال شد. به سمتش رفتم و ماجرا رو گفتم. لبخندی زد و گفت: داشت تلویزیون نگاه میکرد؟

با تعجب گفتم: بله.

دوست مقیم خارج بهم گفت: برو به سمت پنجره و بیرون رو نگاه کن!

از پنجره که خیابون رو نگاه کردم دهنم از تعجب باز موند! تمام خونه ها مرغهای یخچالشون رو انداخته بودند تو خیابون!

غرق تماشای خیابون بودم که دیدم دقایقی با خانومش صحبت کرد و اومد پیشم و گفت: کارشناس اقتصادی در تلویزیون اعلام کرد بعلت افزایش قیمت مواد اولیه امروز قیمت مرغ 10 درصد افزایش پیدا کرده، حالا و در اعتراض به گرونی مردم خرید مرغ و استفاده از اون رو تحریم کردند.

و جالب بود چون همون روز در اخبار شبانگاهی اعلام کردند که قیمتها به حالت قبل برگشته!

گیله مرد گفت: حالا ما اگر در اون کشور بودیم باید چکار میکردیم؟

گفتم: خب معلومه! بدو میرفتیم تا قیمتها بالاتر نرفته به اندازه یکسال مرغ بخریم!

گفت: یعنی کاری که الان قراره من و تو بریم انجام بدیم؟

از خجالت چیزی نگفتم.

گیله مرد گفت: درخیلی از مواقع قیمت یک کالا رو میزان عرضه ومیزان تقاضا معین میکنه. اگر فروشنده عرضه کالاش رو محدود کنه قیمت بالا میره و اگر خریدار مقدار خریدش رو محدود کنه یا نخره قیمت به حالت قبل برمیگرده.

گیله مرد در ادامه گفت: حالا کمی صبر کن و رفت به داخل خونه و با یک پلاستیک برگشت. گفت: فعلاً به مرغ احتیاجی نداریم، قرضی برش دار.

گفتم: ولی ما تو یخچالمون مرغ هست نیاز نداریم!

با تعجب گفت: مرغ به اندازه کافی دارید و میخوای باز هم مرغ بخری؟

با شرمندگی خداحافظی کردم و برگشتم خونه.

 






ادامه مطلب ... نظرات :


نظرسنجی

کیفیت این وبلاگ به نظر شما چگونه است؟


صفحات جانبی
نویسندگان

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :


    بروزرسانی :

درباره ما

اسم من محمدرضا است 42 سال دارم و بیش از 10 سال است مبتلا به ام اس هستم . اگر در این وبلاگ منتظر شنیدن آه و ناله و فغان از بیماری و روزگار هستید باید بگویم اشتباه میکنید.
در این وبلاگ فقط زیبایی و خلاقیت پیدا میشود.


 

روشهای افزایش فروش

پس از ثبت ایمیل، لینک فعال سازی برای شما ارسال خواهد شد، لطفا بر روی آن کلیک کنید

 

در تمام ایمیل های ما لینک "قطع عضویت" وجود دارد بنابراین هر زمان خواستید دیگر ایمیلی از ما دریافت نخواهید کرد


 
  • طراحی قالب توسط پارس تولز
  • ParsTools.Com
.CopyRight © 2010 - 2011 zendegibams Group , All Rights Reserved ©