- روستای آستمال از توابع شهرستان ورزقانجام جم آنلاین : آستمال یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش خاروانا شهرستان ورزقان واقع شدهاست.این روستا قدمتی چند هزار ساله دارد و به قوم آس آن برمیگردد و سکونت در این مکان به هزارۀ اول قبل از میلاد بازمیگردد، این روستا بین کوههای بلند و حریم جنگلی ورزقان قرار گرفته ، مردم این روستا از طریق دامداری و کشاورزی امرار معاش میکنند .عكاس : بهرام تندران
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آبان 1390 توسط محمدرضا امین
امیدواری به زندگی را این گونه بیاموزیم !

هیج وقت دکتر ها نفهمیدند که چرا جسیکا در لحظه تولد دست نداشت. خودش هم نمیداند اما زندگی کردنش، آنهم بدون دست برای ما آدم ها حاوی پیامی است که کاملا گویاست ... جسیکا کاکس متولد 1983 در آریزونای آمریکا اولین شخصی بود که مجوز خلبانی بدون دست در جهان را کسب کرد. او همچنین به عنوان اولین دارنده کمربند سیاه در تکواندو است. جسیکا در حال حاضر دارای مدرک کارشناسی در رشته روانشناسی از دانشگاه آریزونا و به عنوان سخنران انگیزشی فعالیت می کند. جسیکا بر این باور است که با ترکیب خلاقیت، پایداری، شهامت و بی باکی، هیچ چیز غیر ممکن نیست.
او از همان لحظه اول بدون دست پا به دنیای ما گذاشت

بدون دست هم میتوان رشد کرد و بزرگ شد

میتوان سخت ترین کارها را انجام داد حتی آنهایی که به نظر غیر ممکن می آیند

نداشتن دو دست مانعی برای ورزش مورد علاقه ایجاد نمی كند

بدون دست هم میتوان زیبایی را تجربه كرد و به زیبایی جنگیدن با زندگی و نقص های آشكار آن

برای پرواز کردن دست ها کار ساز نیست. برای پرواز بال میخواهی و جسیکا بالهایش در اراده اش است

زندگی و روزمرگی همچنان ادامه دارد پس چرا مبارزه نکنی؟

كارها و علاقه مندیهای دیگر را نیز نمی توان به فراموشی سپرد

بدون دست هم میتوان پرواز کرد اما من که دست دارم چی؟ آیا من هم اراده آهنین و روح پرواز را دارم؟

او هم میتواند در برابر ناملایمات دنیا از خودش دفاع کند

برای آنان که در امتحان شهری بارها رد شدند تا گواهینامه گرفتند جسیکا حرف دارد که در این عکس میتوان شنید

شاید بتوان اینگونه هم نامه های عاشقانه نوشت

شاید بتوان با دست هایی که اصلا وجود ندارد دیگران را در آغوش گرفت و برایشان از راز های سر به مهر تقدیر های تغییر ناپذیر سخن گفت. آری میتوان بدون دست هم دیگران را در آغوش گرفت.







وقت آن است که باور کنیم یک معلول جسمی هم میتواند در مسابقه دو صد متر المپیک مــدال طلا را به گردن بیاویزد. وقت آن است که چشم ها را باز کنیم و با جرات به مبارزه با دنیا برخیزیم. عکس های جسیکا با ما سخن میگوید که به پاس تمام لحظات عمر می توان به زندگی لبخند زد و بهر شكل ممكن با ایجاد حس اعتماد بنفس به راز خواستن و توانستن، پی برد!
آیا ما هم میخواهیم؟ و میتوانیم؟!

هیج وقت دکتر ها نفهمیدند که چرا جسیکا در لحظه تولد دست نداشت. خودش هم نمیداند اما زندگی کردنش، آنهم بدون دست برای ما آدم ها حاوی پیامی است که کاملا گویاست ... جسیکا کاکس متولد 1983 در آریزونای آمریکا اولین شخصی بود که مجوز خلبانی بدون دست در جهان را کسب کرد. او همچنین به عنوان اولین دارنده کمربند سیاه در تکواندو است. جسیکا در حال حاضر دارای مدرک کارشناسی در رشته روانشناسی از دانشگاه آریزونا و به عنوان سخنران انگیزشی فعالیت می کند. جسیکا بر این باور است که با ترکیب خلاقیت، پایداری، شهامت و بی باکی، هیچ چیز غیر ممکن نیست.
او از همان لحظه اول بدون دست پا به دنیای ما گذاشت

بدون دست هم میتوان رشد کرد و بزرگ شد

میتوان سخت ترین کارها را انجام داد حتی آنهایی که به نظر غیر ممکن می آیند

نداشتن دو دست مانعی برای ورزش مورد علاقه ایجاد نمی كند

بدون دست هم میتوان زیبایی را تجربه كرد و به زیبایی جنگیدن با زندگی و نقص های آشكار آن

برای پرواز کردن دست ها کار ساز نیست. برای پرواز بال میخواهی و جسیکا بالهایش در اراده اش است

زندگی و روزمرگی همچنان ادامه دارد پس چرا مبارزه نکنی؟

كارها و علاقه مندیهای دیگر را نیز نمی توان به فراموشی سپرد

بدون دست هم میتوان پرواز کرد اما من که دست دارم چی؟ آیا من هم اراده آهنین و روح پرواز را دارم؟

او هم میتواند در برابر ناملایمات دنیا از خودش دفاع کند

برای آنان که در امتحان شهری بارها رد شدند تا گواهینامه گرفتند جسیکا حرف دارد که در این عکس میتوان شنید

شاید بتوان اینگونه هم نامه های عاشقانه نوشت

شاید بتوان با دست هایی که اصلا وجود ندارد دیگران را در آغوش گرفت و برایشان از راز های سر به مهر تقدیر های تغییر ناپذیر سخن گفت. آری میتوان بدون دست هم دیگران را در آغوش گرفت.






وقت آن است که باور کنیم یک معلول جسمی هم میتواند در مسابقه دو صد متر المپیک مــدال طلا را به گردن بیاویزد. وقت آن است که چشم ها را باز کنیم و با جرات به مبارزه با دنیا برخیزیم. عکس های جسیکا با ما سخن میگوید که به پاس تمام لحظات عمر می توان به زندگی لبخند زد و بهر شكل ممكن با ایجاد حس اعتماد بنفس به راز خواستن و توانستن، پی برد!
آیا ما هم میخواهیم؟ و میتوانیم؟!
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 آبان 1390 توسط محمدرضا امین
نقاشی های دیدنی از "Mark Keathley"

























Mark
Keathley متولد 1963 در خانواده ای مزرعه دار و گاوچران در شرق تگزاس بزرگ
شد و بعنوان یک کابوی علاقمند به نقاشی پا به عرصه ی هنر گذاشت. او در سن
پنچ سالگی بارها علاقه خود را در کشیدن نقاشی نشان داد. دشت های باز، جنگل
های سرسبز، گله هایی که توسط گاوچران ها هدایت می شدند و جعبه وسایل نقاشی
مادرش در اتاق زیر شیروانی، چیزهایی بود که در بیشتر اوقات فراغت نظر او را
جلب می کرد.
او هنوز یازده سال سن نداشت که تقریبا چهارده ساعت در روز و شش روز در هفته را به نقاشی های الهام بخش می پرداخت تاجایی که ظرف یک سال توانست خود را به عنوان یک نوجوان نقاش مطرح معرفی کند. او بعدها توانست توسط یکی از دوستانش در کلاس هنر کالج آثار هنری اش را بفروش برساند. در اوایل دهه 1990 بود که مارک توانست جوایزی نیز در عالم هنر نقاشی را از آن خود کند.
او هنوز یازده سال سن نداشت که تقریبا چهارده ساعت در روز و شش روز در هفته را به نقاشی های الهام بخش می پرداخت تاجایی که ظرف یک سال توانست خود را به عنوان یک نوجوان نقاش مطرح معرفی کند. او بعدها توانست توسط یکی از دوستانش در کلاس هنر کالج آثار هنری اش را بفروش برساند. در اوایل دهه 1990 بود که مارک توانست جوایزی نیز در عالم هنر نقاشی را از آن خود کند.

























نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 آبان 1390 توسط محمدرضا امین

