-------------------------------------------------
یک توپ بیس بال
تو دست من شاید 6
دلار بی ارزه .
یک توپ بیس بال
تو دست راجر کلمن
4.75 میلیون دلار
می ارزه.
بستگی داره تو
دست کی باشه .
-------------------------------------------------
یک راکت تنیس تو دست من بدون
استفاده است .
یک
راکت تنیس تو دست آندره آقاسی میلیونها می ارزه ...
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------
یک عصا تو دست من می تونه یه سگ هار رو
دور کنه .
یک عصا تو دست موسی دریای بزرگ رو می شکافه .
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------
یک تیرکمون تو دست من یک اسباب بازی
بچگانه است .
یک تیرکمون تو دست داوود یک اسلحه قدرتمنده .
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------
دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دست من
دوتا ساندویچ ماهی میشه .
دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دستای عیسی هزاران نفر رو سیر
میکنه .
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------
همونطور که می بینی، بستگی داره تو دست
کی باشه .
پس دلواپسی ها، نگرانی ها، ترس ها، امیدها، رویاها، خانواده ها
و نزدیکانت رو به دستان خدا بسپار چون ...
بستگی داره تو دست کی باشه .
-------------------------------------------------
این پیام تو دستای توست .
باهش چی کار می کنی؟
بستگی داره تو دستای کی باشه !
لبخند بزن، روز خوبی داشته باشی!
1) آرامش
حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سروصورت دیده نشد. میزان تاثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.
2) وقار
صفوف منظم برای آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.
3) توانمندی
بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.
4) رحم و شفقت
مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.
5) نظم
غارتگری دیده نشد. زورگویی یا ازدست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.
6) ایثار
پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.
7) مهربانی
رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.
8) آموزش
از بچه تا پیر همه دقیقا میدانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.
9) وسایل ارتباط جمعی
در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشات آرامبخش.
10) وجدان
هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند.
فقر
میخواهم بگویم ……
فقر همه جا سر میکشد …….
فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ……فقر ، چیزی را ” نداشتن ” است ، ولی ، آن چیز پول
نیست …..
طلا و غذا نیست…….
فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک
کتابفروشی می نشیند
……
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ، که روزنامه های
برگشتی را خرد میکند
……
فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …..
فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته
میشود
…..
فقر ، همه جا سر میکشد …….
فقر ، شب را ” بی غذا ” سر کردن نیست …
فقر ، روز را ” بی اندیشه” سر کردن است
شكست راه كسانی است كه استقامت و پشتكارشان ناچیز است.

مرد بلند همت تا پایه بلند به دست نیاورد از پای طلب ننشیند








